موقعیت زنان در دوره هخامنشیان(سركار خانم مريم بيشه)
اين فکر علاوه بر اظهارات دور از واقع مورخين يوناني،از آنجا ناشي مي شد که در تخت جمشيد سنگ نگارهاي از زن وجود ندارد.
اگر دقت کنيم که يونانيان در سنگ نگاره ها و مجسمه هاي خود چه نقوش شرمگينانه و دور از نزاکتي از هيکل زنان نقش مي زدند،در مي يابيم که هخامنشيان با اين کار خود چه مقايسه ي جالبي را بين خود و آنان انجام داده اند و نشان داده اند که خود از تراشيدن اين سنگ ها چه هدفي داشته اند و آنان از تراشيدن آن هيکل هاي عريان چه در سر داشته اند...
مجسمه کوچکي از زن هخامنشي وجود دارد.اين مجسمه سرديس کوچکي لعابي آبي رنگ و لاجوردين با چشمهايي از آلياژ شيشه اي است.اين سرديس به احتمال زياد از ابتدا بدون تنديس بوده است. محل نگهداري فعلي اين مجسمه در موزه ي ايران باستان است.
چون سيماي مجسمه به اندازه ي کافي زنانه نيست تصور مي شده که سر يک مرد است.اما به گمان باستان شناسان اين سيمايي از يک بانوي هخامنشيست چرا که مردان را در تخت جمشيد هرگز با ريش و سبيل تراشيده نشان نداده اند.ضمن اينکه سرديس کلاهي بر سر دارد که مانند کلاه بانوانيست که بر روي دست بافته ي هخامنشي کشف شده از پازيريک است.ديگر آنکه طرز ارايش و بلندي موها و قوس بزرگ آن هيچيک مردانه نيست.اما در عين حال ويژگي هاي کاملا زنانه دارد:چشم هاي بادامي و مورب،ابروهاي بلند و کماني که با چشم فاصله ي بيشتري نسبت به ديگر سنگ نگاره ها دارد،دهان کوچک،بيني جمع و جور و چانه ي ريز نقش که همگي نشانه هايي زنانه اند.و اگر هم سيماي او به اندازه ي کافي زنانه نيست بي گمان نخواسته اند مجسمه اي از زني دلفريب و دلربا معرفي کنند.
زن هخامنشي در تمام امور فعاليت کرده و حقوقي برابر مردان دريافت مي کرده است.او حتي هنگام زايمان و پس از آن از مرخصي با حقوق و هدايايي بهره مي برد.در کار هاي تخصصي و هنري همچون تراشيدن سنگ نگاره ها توانايي داشته.لوحه هاي گلي نشان مي دهد که در بعضي مواقع مردان در خدمت زنان انجام وظيفه کرده و رياست کارها با زنان بوده.
زن هخامنشي مي توانست بدون دخالت شوهر در املاک و دارايي هاي خود هر گونه تصرفي که مايل بود بنمايد.
بررسي لوحه ها نشان مي دهدکه خانواده ي هخامنشي را تنها يک زن و يک مرد تشکيل مي دادند و نمونه اي از چند همسري ديده نشده است. بي گمان بررسي بيشتر لوحه هاي تخت جمشيد مقام و منزلت زن ايراني را بيشتر مشخص خواهد کرد
پوشش زنان دوره هخامنشی
هنگام بررسي پوشش زنان عهد باستان به اظهار نظرهاي بسياري بر ميخوريم: «در ايران باستان غير از زنان وابسته به طبقهء اشراف، ساير زنان از قيد حجاب آزاد بودند.» از سخنان پلوتارك در باب استاتيرا، بانوي اردشير دوم چنين برميآيد كه وي همواره به ميان مردم ميآمده و پردههاي گردونه را بالا ميزده و جمال دلاراي خويش را به مردم نشان ميداده است و بينندگان (زنان) گروهگروه براي شكرگزاري از اين محبت در بوسيدن دست وي بر يكديگر سبقت ميگرفتند و همين رفتار محبوبيت بسيار براي وي در ميان مردم فراهم آورده بود و مردم ايران وي را بسيار عزيز ميداشتند.از اين دوره نقشي وجود دارد كه زنان بومي عهد پارس- هخامنشي را سوار بر اسب نشان ميدهد. اين زنان كه از پهلو سوار بر اسب سوارند، پوششي مستطيل شكل بر روي همه لباس خود افكندهاند و در زير آن يك
پيراهن دامن بلند تا مچ پا نمايان است. از ديگر نقوش باقي مانده از آن زمان به زنان بومي برميخوريم كه پوشش جالبي دارند. پيراهن آنان ساده، بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است. در پايين دامن از زانو به پايين شرابههايي تا به مچ آويزان است.تصوير روي يك ظرف گلي (موجود در موزهء آرميتاژ) نشان ميدهد كه زنان پارسي از نوع لباس مردان نيز به تن ميكردهاند. شكل اين لباسها از نظر دامن و بالاپوش چنان كه ميبينيم به نحوي است كه شانه و آستين آن چون شنل است، با هر هيكلي جور درميآيد و دامن نيز در صورتي كه قد مرد و زني با هم اختلاف نداشته باشد ميتواند متناسب درآيد و بنابراين زمينهاي به دست ميآيد تا نظر را متوجه كند كه لباس زنان اين دوره ممكن است كه اختلافاتي با لباس مردانشان نداشته و يا لباس مردان بااندكي اختلاف مورد استفادهء زنان نيز قرار ميگرفته است.
برگرفته از کتاب از زبان داریوش :
*از منابع ایرانی چنین بر میآید که برداشت مورخان یونانی در باره زن ایرانی درست نیست. در بررسی شرایط دستمزدها دیدیم که مرد و زن در کنار یکدیگر کار میکردهاند، از حقوق برابر برخوردار بودهاند و گاه حتی کارهای سختتر را به عهده داشتهاند. مثلا گروه بزرگی از زنان کشاورز را میبینیم. سنگ سابان معمولا بیشترشان زن هستند و صیقل نهایی نگارهها با زنان بوده است.
*امکانات آموزشهای هنری و مهارتهای حرفهای برای زن و مرد یکسان و حقوق آنان نیز برابر بود. در شاهنشاهی بزرگ عصر داریوش با تساوی حقوق زن و مرد سر و کار داریم. حقی که هنوز در اروپای قرن بیستم برای بدست آوردنش مبارزه میشود.
*زنها میتوانستهاند به پستهای بالاتر نیز برسند. مثلا در کارگاههای شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با زنان است. در کارگاههای خیاطی، زنان زیردست مردان کار میکردهاند.
*زنان خانواده شاهی برخلاف نظر پلوتارک در پشت پردههای حرمسرا پنهان نمیماندند بلکه آزادی عمل وسیعی داشتهاند و نه فقط املاک بزرگ بلکه کارگاههای عظیمی را با همه کارکنانش اداره میکردند.
*از مجموع منابع هخامنشی چنین معلوم است که زنان درباری خود سوار بر اسب می شدند و به املاک خود سرکشی میکردند. آنان مهمانیهایی ترتیب میدادند که گاه بیش از دو هزار نفر در آن شرکت داشتند.
*به کمک لوحهای تخت جمشید تصویری کاملا نو از ملکههای هخامنشی به دست می آوریم. آنها عروسکهای محبوس در حرمسراها نبودهاند. به حسابها رسیدگی میکردند و دستورهای لازم را میدادهاند.
*در حرم شاهی زنان زیادی زندگی میکردهاند و اتحاد آنان گامی مثبت برای تحکیم موقعیت خانوادگی آنان میشد. زندگی مردم عادی بصورت تک همسری بود و این شیوه رایج در بیرون از دربار بشمار میرفت.
*زنان در همه جا از حقوقی یکسان برخوردار بودند. حتی در میان مردمانی از تیرهها و ادیان و اقوامی گوناگون که در زمان هخامنشی بسیار بودهاند.
*بر اساس شمار زیاد نگارههای هخامنشی میدانیم که زنان از آرایههای زیادی برای زینت استفاده میکردند و خود هنر فراوانی در ساخت آثار هنری داشتند. از نظر لباس و کلاه و زیورالات تفاوت چندانی بین زن و مرد به چشم نمیخورد .
*اینها نمونههایی اندک از جایگاه زن هخامنشی بود که در زمان اشکانیان هم ادامه پیدا کرد اما در عصر ساسانی به قهقرا کشیده شدوالبته دوران باستان ایران چه از نظر بعد مرزها و چه از نظر زمانی آنقدر وسیع است که نمی توان یک مسئله اجتماعی را به سراسر آن تعمیم داد بلکه باید آن را محدود به دوره هایی مشخص کرد .
*« زن ایرانی در حالی در دوره هخامنشی به یکی از بهترین جایگاههای شایسته شأن خود دست مییابد که هنوز هم در کشورهای امروزی جهان، جنبشهای آزادیخواهانه و برابریجویانه زنان در آرزو و آرمان بدست آوردن آن هستند. داشتن شخصیت حقوقی و مالی مستقل، حقوق و امتیازهای برابر با مردان و گاه (در امور خاص زنانه) بیشتر از آنان، مدیریت و سرپرستی بنگاههای بزرگ کشاورزی و صنعتی در جامعهای تکهمسری، تنها نمونههایی کوتاه از آن است».
متن زیر ترجمه گزیده هایی از کتاب Women in Ancient Persia نوشته Maria Brosius است. این کتاب در سال ۱۹۹۸ چاپ شده است.دلیل انتخاب این کتاب شاید این بود که از دید من چگونگی رفتار هر جامعه با زنان محکی است از پیشرفتگی فرهنگی آن جامعه. (در متن زیر Q=quarts)
با بررسى لوح های تخت جمشید که به (PFT (Persepolis Fortification Tablets معروفند در كنار منابع يونانى و بابلی اطلاعات بسيارى در مورد وضع مالى و اجتماعى زنان دوره هخامنشی ميتوان به دست آورد:
۱- مالكيت مستقلات
بنابر PFT و نیز منابع یونانی ميتوان نتيجه گرفت كه زنان دربار به طور قطع داراى املاکی نه تنها در ساتراپ خود بلكه در ساتراپ هاى ديگر بودند.(این به معنای نفی مالکیت در مورد زنان عادی نیست.) فعاليت اقتصادى اين زنان تنها به مالكيت محدود نبوده بلكه به گونه فعالى در مديريت اين املاك دخالت داشتند. گواه اين امر وجود مهر هاى شخصىِ آنها(نمونه هایی از این مهرها رو از کتابهای دیگر به زودی در وبلاگ قرار خواهم داد.) و همچين نامه هایی است كه حاوى دستورات مدیریتی آنهاست. نمونه ای از كنترل كامل زنان بر املاکشان، مداركى است كه دال بر دريافت مبالغی از اجاره دادن املاك است (به عنوان مثال در مورد Artim). دليل ديگرى بر استقلال اقتصادی آنها، لوح های مربوط به ثبت پرداخت هاى سفر در PFT است که نشان می دهد كه پرداخت به صورت مستقل و به شخص صورت می گرفته.
براى من اين موضوع (وجود مهر شخصى و استقلال كامل در اداره املاك) كه حاكى از پذيرش زنان به صورت عناصر مستقل اجتماعى توسط جامعه اى در ۲۵ قرن قبل است، بسيار جالب توجه بود.
۲-آنچنان كه از PFT در مییابیم نرخ كاركنان زن و مرد متعادل بوده و زنان در گروه هاى كارى (پاشاب) حضورى به پر رنگى مردان داشتند. رياست این گروه هاى كارى، به تناسب می توانسته به عهده زنان (با عنوان آراشارا پاشابنا arashara pashabena) نیز باشد. در PFT حتى حقوق اين افراد ذكر شده كه ۳۰Q شراب، ۵۰Q غله و گوشت بوده. البته آنچنان كه از PT 6 ميتوان فهميد، پرداخت علاوه بر اجناس به صورت نقدى نيز وجود داشته.
از نكات جالب ديگر اين است كه حقوق كاركنان بر اساس تخصص و کیفیت كار آنان تعين می شده نه جنسيت، و حقوق كاركنان زن و مرد برابر بوده. تنها مورد تفاوت حقوق در كارهاى غيرتخصصى است كه در آن مردان ۳۰Q و زنان ۲۰Q غله دريافت ميكردند.
۴-كاركنان زن علاوه بر حقوق، پس از تولد نوزادشان پاداش نیز مى گرفتند.
۵- مقايسه نرخ ثبت شده نوزادان دختر و پسر در PFT نشان ميدهد كه به هيچ عنوان كشتن یا جلوگیری از تولد نوزادان دختر در جامعه هخامنشی وجود نداشته.
۶-زنان دربار هخامنشی داراى نفوذ سياسى نسبتأ زيادى بودند. گرچه موضوع قضاوت به عهده شاه بوده، ولى پس از تصميم شاه، زنان ميتوانستند موجب تجديد نظر در حكم و تغيير چگونگى اجرای حكم شوند (مانند Parisatis و Amestris).البته شرط لازم اين موضوع، پيگيرى اجراى حکمی عادلانه تر بوده نه مقاصد شخصى، و اگر خلاف اين میبود، خود مورد باز خواست شاه قرار مى گرفتند. در ميان این زنان مادر شاه جايگاه ويژه اى داشته. جالب اينجاست كه در چشم یونانیان توانايى هاى زنان در دستگاه حكومت هخامنشی نشانى از ضعف هخامنشیان و کمبود كنترل به حساب مى آماده است. كلا یونانیان به صورت عام نوع زن را خطرى براى پایداری سياسى مى ديدند. بنا بر ديد آنان، زن به دنيايى كه قوانين آنرا مردان ميگذارند تعلق ندارد. هرودوت زنان ايران را داراى استقلال كامل از همسرانشان وصف ميكند. در تمام نوشته هاى يونانى زنان دربار ايران فعال و خطرناك وصف شده اند و از ديد هرودوت آنان به تضعیف قدرت شاه، و دخالت در امور سياسى متهم ميشوند.
۸- فرزندان ايرانيان برجسته توسط زنان آموزش مى ديدند.
۹- اینکه کمتر آثار هنری ای با موضوعیت زن از دوره هخامنشی باقیمانده، دلیل بر عدم وجود چنین آثاری از اصل نیست. نویسنده با استناد به موارد بسیاری در فصل چهارم کتاب (که در حوصله این چند خط نیست) این موضوع را نشان می دهد.
سند طلاق روی کاغذ پاپیروس، ۴۹۲ پیش از میلاد، موزه بریتانیا
این سند به خط قدیم مصری (Demotic script) متعلق به دوره داریوش اول است و در موزه بریتانیا (British Museum) نگهداری میشود. ترجمه متن عکس زیر، بر گرفته از صفحه ۱۹۹ کتاب Forgotten Empire ، اینگونه است: این متن جدایی پارتی (Parti) از همسرش (زنش) تاخت (Takhet) را ثبت میکند که تاریخ آن اولین ماه از فصل آشت (achet) سال ۳۱ در زمان فرعون داریوش اول است
لوح گلی دوره هخامنشی نشاندهنده پاداش کارکنان زن پس از زایمان
خلاصه بخشهایی از دو کتاب Persepolis Fortification Tablets چاپ دانشگاه شیکاگو و Forgotten Empire(the world of ancient persia) چاپ دانشگاه برکلی :
لوح هاى تخت جمشيد كه به Persepolis Fortification Tablets (PFT) معروف هستند، در
سال ۱۹۳۳ كشف شدند .نام Fortification از محل كشف آنها، به نام دیوار استحکامات یا بارو (Fortification Wall) ، نشأت گرفته .تعداد اين لوح ها حدود ۳۰۰۰۰ است و تاریخ آنها به سال سیزدهم تا بیست و هشتم داریوش اول باز می گردد (۵۰۹ تا ۴۹۴ پ.م.) . اكثر اين لوح ها به زبان عيلامى ، تعداد كمى به زبان آرامى، يك لوح به زبان اکدى و يك لوح به يونانى است . اين لوح ها از سال ۱۹۳۶ به دانشگاه شيكاگو قرض داده شده كه تيمى از خبرگان در اين زمينه، دست به كار ترجمه اين لوح ها شدند. پس از جنگ جهانى دوم افراد تيم كاهش يافت به طورى كه تنها يك نفر، Richard Hallock، بر روى لوح هاى عيلامى كار ميكرد. او در سال ۱۹۶۹ ترجمه ۲۰۸۷ لوح نوشته عيلامى را با عنوان Persepolis Fortification Tablets ، منتشر كرد . اين كتاب علاوه بر ترجمه transliteration لوح ها را هم شامل است . او تا پيش از مرگش در سال ۱۹۷۹، تعداد ۲۵۸۶ لوح را ترجمه كرد .ترجمه لوح هاى زبان آرامى، كه از مصر تا آسياى مركزى نه تنها براى استفاده محلى بلكه در ارتباطات میان-منطقه ای (inter-regional) استفاده می شده، توسط Raymond Bowman انجام شده . او نيز تا پايان زندگى اش ۵۰۰ لوح را ترجمه نمود. دسته دیگری از الواح که شامل ۷۵۳ لوح است و به الواح خزانه (Persepolis Treasury) معروف هستند، در اتاقی در شمال شرقی خرانه تخت جمشید پیدا شده اند و مرتبط با سال سیزدهم داریوش اول تا سال هفتم اردشیر اول هستند.منبع: I و II
با ترجمه این لوح ها تصویری از ساختار اداره کشور در زمان هخامنشی به دست می آید که از لابلای آن می توان نکات ارزشمند منحصر به فردی را درباره اینکه چه اندازه این مردمان نه تنها از معاصران خود بلکه از آیندگان نیز در ایجاد ساختاری ارزشمدار (تنها قائم به ارزش انسانی) پیشی گرفته بودند، دریافت. به عنوان مثال در دستگاههای حکومتی دیگر تا قرنها پس از آن برده داری، رسمی بسیار شناخته شده بوده، در حالیکه بخش زیادی از این لوح ها سند پرداخت های ماهانه به کسانی است که در آنجا کار می کرده اند. این افراد نه تنها برده نبوده اند بلکه از مزایای قابل توجهی برخوردار بودند. به عنوان مثال یکی از مطالبی که برایم بسیار جالب بود، ارزش دادن به سختی ای که زنان عادی (نه الزاما زنان دربار) برای به دنیا آوردن فرزند میکشند، در ۲۵۰۰ سال پیش بود. در ادامه مختصری از مدارک تاریخی مرتبط با این موضوع را می بینیم.
بخش N از کتاب Persepolis Fortification Tablets ترجمه الواحی است که شامل اطلاعات مربوط به پاداش های مادران شاغل (واژه به کار رفته در الواح kurtash به معنای کارکننده است) پس از زایمان است. این پرداخت ها حقوق زمان بارداری نبوده، بلکه هدیه یا پاداش به حساب می آمده. جالب است که از اطلاعات این الواح میتوان نسبت جنسیت ها را به دست آورد به عنوان مثال در لوح های ذکر شده در این کتاب تعداد کودکان به دنیا آمده ۴۴۹ و نسبت تولد پسر به دختر ۵۵ درصد به ۴۵ درصد است. یا در لوحی دیگر (PF1219) ۸۲ پرداخت در طول یکسال ثبت شده است. بر اساس این الواح (PF1200-14) شراب از متداولترین پاداشها بوده. واحد شراب در آنزمان marrish بوده که تقریبا معادل ۲۰ لیتر است و به نظر می رسد
ish-ba-mi-ya نیز معادل یک دهم marrishباشد. مادرانی که فرزند پسر به دنیا می آوردند یک ماریش و آنهایی که صاحب فرزند دختر می شدند یک دوم ماریش شراب دریافت می کردند. (این تفاوت از ارزش مطلب نمیکاهد چون حتی عدم برده داری و وجود این پاداشها، بسیار جلو تر از زمان خود است. این مطلب حکایت ازتمایل بیشتر به تولید نیروی کار (احتمالا کشاورزی و جنگ آوری) دارد) علاوه بر شراب، آبجو، غلات و آرد نیز از جمله پاداشها ذکر شده است (PF1215-21). در برخی از الواح پرداخت ها در مقادیر کمتر ولی به صورت متناوب ماهانه بوده است.
در میان این الواح، PF1209یکی از نادرترین هاست که در آن نام مادران نیز ذکر شده است. منبع Persepolis Fortification Tablets p.37-38 : تصویر بالا برگرفته از صفحه ۱۹۷ کتاب امپراطوری فراموش شده یکی از الواح ذکر شده وترجمه آن بدین گونه است: ۱۲ ماریش شراب که توسط ایردومارتیا تامین شده بود، به وسیله ماکوکو دریافت و بین ۹ زن
که فرزند پسر و ۶ زن که فرزند دختر به دنیا آورده اند توزیع شد( سال۲۳ ).
دوران هخامنشي احترام به جايگاه زن در در دوران شاهنشاهي هخامنشي، زناني بوده اند که در چندين مورد، بالاتر از مردان قرار داشته اند. نمونه هاي بارز آن، کتيبه هاي تخت جمشيد يا دريا سالاري بانو (آرتميس) است .
داريوش بزرگ براي بنا نهادن کاخهاي پارسه، از زنان به عنوان يکي از مهمترين نيروهاي کاري استفاده ميکرد. به شکلي که در چندين مورد کتيبه بدست آمده، نوشته شده است که زني در اينجا مسئول بيش از صد نفر کارگر مرد بود و يا زني ديگر به دليل مهارت شغلي اش، حقوقي معادل سه مرد، دريافت ميکرده است. يا در کتيبه اي ديگر آمده که زنان کارگر باردار در ساختن پارسه از حقوق شاهنشاهي براي استراحت و بارداري استفاده ميکردند .
(سات اسپ) يکي از خويشاوندان دربار شاهنشاهي هخامنشي بود که به دليل تجاوز به دختر باکره اي، به مرگ محکوم شد. سپس مادر وي نزد شاه رفت و شفاعت پسر را نمود. شاهنشاه ايران فرمان داد که اگر نميخواهي او اعدام شود بايد دور آفريقا را با کشتي بگردد و ماجراي آنجا را به رشته تحرير در آورد.ولي او از ترس بيابانهاي آفريقا و سفرهاي دراز دريايي از سفر پرهيز کرد و به دروغ، پس از مدتي وانمود کرد که آفريقا را کامل ديده است. ولي داستانهاي او با ديد بزرگان پارسي، خيالي شناخته شد و در نهايت وي به جرم تجاوز به دوشيزه اي پارسي، به دار آويخته شد .
زن هخامنشی در تمام امور، همچون مردان کار و فعالیت می کرده است و حقوقی همانند مردان و برابر با مردان دریافت می کرده است. او حتی در هنگام زایمان و پس از آن از مرخصی با حقوق و نیز هدایایی که بعضا" از اجناس مختلف تشکیل می شد، بهره می برد. زن ایرانی حتی در کارهای تخصصی و هنری همچون تراشیدن و پرداخت سنگ نگاره ها توانایی خود را نشان می داده است. آنان می توانستند در هنگام کار در تخت جمشید، کودکان خود را به مهد کودک بسپارند.
لوحه های گلی به ما نشان می دهد که در بعضی مواقع مردان در خدمت زنان انجام وظیفه می کرده اند و ریاست کارها با زنان بوده است. لوح ها همچنین زنانی را معرفی می کند که املاک وسیع و کارگاه های بزرگی داشته اند که تعداد بسیاری کارگر و کارمندهای ساده و متخصص برای آنان کار می کرده اند. این زنان شخصا"به همه کارها نظارت و رسیدگی می کردند و ایناد و حساب ها را مورد کنترل قرار می دادند. مهر آنان به دفعات و به تعداد زیاد بر پای لوح های گلی به چشم می خورد. زنان عصر هخامنشی می توانستند بدون دخالت شوهران خود در املاک و دارایی خود هر گونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند.
بررسی لوح ها نشان می دهد که خانواده هخامنشی را تنها یک مرد و یک زن تشکیل می دادند و نمونه ای از چند همسری دیده نشده است.
زن در هخامنشیان
آتوسا دختر كورش بزرگ و شاهبانوي داريوش در دربار ايران جايگاه نيرومندي داشت. در نتيجه ميتوان گفت كه شاهبانوان نيز هم مرتبهي خود شاهنشاهان بودهاند.
در كتاب بندهش آمده است: «آن گاه اهورامزدا روان را كه پيش از پيكر آفريده بود در مشيه و مشيانه دميد و آنان جاندار شدند. پس به آنان گفت شما پدر و مادر مردم جهان هستيد .
به گزارش خبرنگار سرويس «نگاهي به وبلاگها»ي ايسنا بلاگر http://arianam.persianblog.com/ نوشته است: انديشهي ايراني كه بر پايهي سرشت نيك خود و انديشههاي زردشت پديد آمده بود، به خوبي ميدانست كه زن و مرد با هم برابر و در كنار يكديگرند. البته در كنار اين برابري، هيچ گاه جايگاه زن به ورطهي نادرستي نيفتاده است، چنان كه در نگارههاي پارس شهر و ديگر جايگاههاي هخامنشي نگارهي هيچ زني ديده نميشود.
كريستن سن، خاورشناس بزرگ دانماركي ميگويد: «رفتار مردان نسبت به زنان در ايران باستان همراه با نزاكت بود. زن چه در زندگي خصوصي و چه در زندگي اجتماعي از آزادي كامل برخوردار بود. در مورد آزادي در ازدواج هيچ چيزي مستندتر و موجهتر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر كوچكش پروچيستا نيست.
زرتشت به دختر كوچكش پروچيستا ميگويد: «پروچيستا من جاماسب را كه مرد دانشمندي است (وزير گشتاسب و ستارهشناس) براي همسري تو برگزيدم؛ تو با خرد نيك خود مشورت كن و ببين كه آيا او را سزاوار همسري خود ميداني يا نه؟
در روزگار هخامنشي، شاهنشاه همسر خود را يا از خانوادهي هخامنشي برميگزيد و يا از شش خانوادهي بزرگ پارسي؛ اين زن شاهبانو ميشد. گاه شاهنشاهان چندين همسر بر ميگزيدند.
دربارهي داريوش گفته شده در روزگار افول هخامنشيان شاهنشاهان هخامنشي افزون بر شاهبانو داراي زنان ديگري نيز بودند كه آنها را زنان غير عقدي ميگفتند.
زنان نيز در ايران باستان ميتوانستند به پادشاهي برسند. براي نمونه چنان كه گفته شده آژي دهاك پدر بزرگ مادري كورش چون پسري نداشت، پادشاهي پس از وي به دخترش ماندانا مادر كورش ميرسيد.
آنچنانكه هرودت ميگويد، آتوسا دختر كورش بزرگ و شاهبانوي داريوش در دربار ايران جايگاه نيرومندي داشت. در نتيجه ميتوان گفت كه شاهبانوان نيز هم مرتبهي خود شاهنشاهان بودهاند.
آيين هخامنشي چنين بود كه شاهنشاه با مادر و همسرش بر سر ميز خوراك مينشست. بدين گونه كه در بالا مادر شاه و پس از آن خود شاه و پس از او هم همسرش مينشست؛ همين آيين نشان ميدهد كه مادر شاهنشاه كه هم مرتبهي پدر وي است، از خود وي جايگاهي برتر دارد.
با آن كه در نگارههاي رسمي هخامنشي زن ديده نميشود، در ميان آثار هنري كوچك به نقشهاي بيشماري برميخوريم كه زنان را مينماياند. جامهي زنان هخامنشي كمابيش به مانند جامهي مردان بوده است.
بر نقوش سنگی که در ارگیلی ترکیه یافت شدهاست، زنی ایرانی با چادر سوار بر اسب نشان دادهشدهاست(ترکیه در آن دوران بخشی از ایران بودهاست). حتی از زیر برفهای منطقهٔ پازریک روسیه(که در آن دوران بخشی از ایران بودهاست)، سرپوشهای پارچهای زنان هخامنشی پیدا شدهاست. در یکی از مهرهای سنگی هخامنشی که امروزه در موزهٔ لوور نگهداری میشود، یک شاهزادهٔ هخامنشی به همراه همنشینان زنش (ندیمههایش) دیده میشود، که شاهزاده چادر و همنشینان سرپوش دارند.
مدت زيادي است كه مي دانيم در هيچ يك از نگاره هاي بي شمار تخت جمشيد و شوش و پاسارگاد هيچ زني به تصوير كشيده نشده است .
باستان شناسان حفار در قطعه شكسته اي از يك آجر لعابدار كه از بنايي ايراني در بابل به دست آمده، چهره زني را مي بينند كه با رنگ سفيد نقاشي شده است. قطعه آجري از شوش دست سفيدي مزين به دستبند را نشان مي دهد كه نيزه اي را حمل مي كند. البته اين دست نمي تواند از آن زني باشد.
حتي گفته شده كه ايرانيان هيچ زني را نقش نكرده اند، اما بايد به اسنادي كه به تصادف به دست مي آيند بها داده شود. ظاهرا زن در چارچوبي كه برنامه هاي بزرگ امپراتوري و قدرت فرمانروايي آن را به نمايش درمي آورد، نقشي نداشته است.
اما در ميان آثار هنري كوچك به نقش هاي بي شماري برمي خوريم كه به كمك آن ها مي توان به تصوير كاملي از ظاهر زنان امپراتوري بزرگ ايران دست يافت.
اگر اظهارنظر نويسندگان يوناني را باور كنيم مردان ايراني بسيار حسود بوده اند و همواره زنانشان را پشت بست و كلون نگه مي داشته اند، اما از منابع ايراني چنين برمي آيد كه اين برداشت درست نيست و از غرض ورزي هاي پرسابقه يونانيان در مواجهه با امپراتوري بزرگ و قدرتمند ايراني نشات مي گيرد.
در بررسي شرايط دستمزدها در تخت جمشيد مشخص مي شود كه مرد و زن در كنار يكديگر كار مي كردند، از حقوق برابر برخوردار بودند و گاه حتي كارهاي سخت تر را به عهده داشته اند.
پيشه بيش تر زنان لوح هاي تخت جمشيد دوخت و دوز و خياطي بوده است. كاري بسيار متنوع، شامل دوخت لباس هاي كاملاساده و يا لباس هاي پرزرق و برق كه پس از دوخت، هنرمندانه سوزن كاري مي شده است.
زن هاي خانواده شاهي
زن هاي خانواده شاهي از موقعيت خاصي برخوردار بودند. «پلوتارك» با قاطعيت اعلام مي كند، نه تنها زنان پشت ديوارهاي حرمسرا پنهان نمي ماندند، بلكه برعكس آزادي عمل بسيار وسيعي داشته اند و نه فقط املاك بزرگ، بلكه كارگاه هاي بزرگ را با همه كاركنانش اداره مي كردند و درآمدهاي گزاف داشتند.
در لوح هاي گلي در مجموع به نام چهار زن از خانواده شاهي برمي خوريم: «آتوسا»، «ارتيستونه»، «رته بامه» و «اپاكيش». آتوسا بزرگ ترين دختر كورش بزرگ، همسر داريوش بزرگ و مادر خشايارشا بود.در لوح ها دو بار نام او را مي بينيم. در لوحي به ميزان جو و گندمي اشاره مي شود كه از درآمد ماليات به آتوسا اختصاص يافته است.
ارتيستونه خواهر كوچك آتوساست. در لوح هاي گلي ديواني اغلب به نام او برمي خوريم. او هم مانند خواهرش سهم مالياتي گندم و جو و انجير داشته است. احتمالااو از فرآورده هاي ديگر نيز سهميه داشته است. اين درآمدها به كاخ هاي ملكه، كه ملك هاي بزرگي نيز ضميمه آن بوده است، تحويل مي شد.ارتيستونه دست كم در هر يك از آبادي هاي رنتوش، مدنه، و كونگا يك كاخ داشته است.
تصادفا لوحي بر جاي مانده كه درباره ديدار شاه در سال 498 پ.م از كاخ كونگا گزارش مي دهد. وقتي ارتيستونه جايي ديگر مثلادر تخت جمشيد است، طي نامه به شلامونا، كارگزار كاخ هاي مدنه، و كونگا دستورهاي لازم را مي دهد. تعداد زيادي از اين نامه ها به صورت رونبشت هايي كه مخصوص بايگاني كل تخت جمشيد تهيه شده، به دست آمده است.
ديوان سالاري براي ملكه نيز استثنا قايل نمي شد و اسناد لازم را مطالبه مي كرد. به نظر مي رسد كه ملكه دايما براي سركشي از املاكش يا براي ديدن شاه بين شوش و تخت جمشيد در سفر بوده است. به او اغلب در راه ها برمي خوريم.
با اين كه به گزارش پلوتارك زنان ايراني در ارابه هاي سرپوشيده سفر مي كرده اند، اما از مجموع منابع مربوط به هخامنشيان چنين بر مي آيد كه زنان درباري خود سوار بر اسب مي شده اند.
مخارج بسيار گزاف تري براي ملكه رته بامه ثبت شده است. نويسندگان يوناني هرچند به آن اشاره اي ندارند، اما به نظر مي رسد كه داراي موقعيت مهمي بوده و در لوح هاي ديواني نام او بيش از ديگران آمده است.
رته بامه، دختر نيزه دار داريوش «گئوبروه» و نخستين زن داريوش بوده است. داريوش پيش از رسيدن به سلطنت با او ازدواج كرده بود. چنين برمي آيد رته بامه داراي املاك زيادي در منطقه ايلام بوده است.
رته بامه مهر جداگانه اي داشته است. نگاره مهر او سواركاري نيزه به دست در حال تعقيب دو گورخر است. نقش اين مهر نقشي زنانه نيست و يك بار ديگر شاهدي بر اين امر است كه زنان ايراني تمايل به برابري با شوهرانشان داشته اند و مي خواسته اند كه زيبنده آن ها باشند.
رته بامه نه تنها املاك بزرگي مخصوصا در اليمائيس داشت، بلكه صاحب كارخانه هايي با كارگران زياد بود.مانند رته بامه، ملكه ديگري نيز گروه هاي كارگري در اختيار داشت. با نام او فقط از طريق لوح هاي ديواني آشنا هستيم. شايد نام او «اپاوكيش» باشد، اما از درستي اين نام مطمئن نيستيم. او هم گروه هايي از كارگران را در شيراز در استخدام خود داشت.
به اين ترتيب به كمك لوح هاي ديواني تخت جمشيد تصويري كاملانو از ملكه هاي هخامنشي به دست مي آوريم. آن عروسك هاي محبوس در حرمسراها، كه نويسندگان يوناني مي خواهند بقبولانند، نبوده اند و يا مثلاتامين هزينه هاي كفش هايشان به ماليات چندين شهر نياز نداشته است. البته مبالغ هنگفتي خرج آن ها و اطرافيانشان مي شد، اما خود آن ها در اداره امور مربوط به خود سهيم بوده اند: سرپرستي نهايي املاك و كارگاه هايشان را به عهده داشته اند، دستورهاي لازم را براي تامين كارگران صادر كرده اند و به حساب ها مي رسيده اند. آن ها براي كارهاي گوناگون خود كارمندان ديواني مخصوص داشته اند و ناگزير از تسليم گزارش هاي خود به ديوان شاه بوده اند. صحت گزارش ها درباره درآمدها و مخارج با مهر ملكه تاييد مي شد. همين مسووليت ملكه ها را مجبور مي كرد تا دايما در سفر باشند و نه فقط در ركاب شاه، بلكه به تنهايي، تا هم به املاك و دارايي هاي خود سركشي كنند و هم شخصا در محل ناظر صحت گردش كارها باشند.
در حرم شاهي زنان بسياري زندگي مي كرده اند. داريوش پس از به دست گرفتن قدرت، طبق سنت، زنان دربار كمبوجيه را نيز در اختيار گرفت. اين گامي مثبت بود براي پيوند زناشويي با آتوسا و آرتيستونه، دختران كورش و از سوي ديگر سبب تحكيم موقعيت خانوادگي آنان مي شد. شايد همين روال الگوي زندگي اشراف و بلندپايگان نيز بود، اما زندگي انبوه مردم عادي به صورت تك همسري مي گذشت. از اسناد برمي آيد كه در ديگر بخش هاي امپراتوري هخامنشيان، مثل بابل و مصر تك همسري شيوه معمول و همگاني زندگي خانوادگي بوده است. مردان طبقه متوسط از عهده داشتن زنان متعدد برنمي آمدند.
در لوح هاي ديواني فقط گفت و گو از زناني است كه در خدمت دولت اند يا به زنان دولتي برمي خوريم و از صدها هزار زن ديگر كه در طيف عمليات ديواني قرار نمي گرفته اند، خبري نمي يابيم. اين ها زن هاي پيشه وران و كشاورزان يا زن هاي مستقل ملاك بوده اند. به اينان تنها هنگام پرداخت ماليات محصول يا چهارپايان برخورد مي كنيم. اسناد حقوقي برجاي مانده از ديگر سرزمين هاي امپراتوري، مانند بابل و مصر، نشان مي دهد كه زنان اين مناطق شخصيت هاي حقوقي كاملامستقلي داشته اند. اين زن ها بي آنكه چيزي از ثروت شخصي خود را از دست بدهند يا مالكيتشان به خطر بيفتد، مي توانستند دعواي حقوقي طرح كنند يا طلاق بگيرند. البته قوانين در همه جا يكسان نيست. از طريق مثال ها و نمونه هاي متعدد معلوم است كه پادشاهان پارس چند زن و تعداد زيادي صيغه داشته اند.
زن ایرانی در حالی در دوره هخامنشی به یکی از بهترین جایگاههای شایسته شأن خود دست مییابد که هنوز هم در کشورهای امروزی جهان، جنبشهای آزادیخواهانه و برابریجویانه زنان در آرزو و آرمان بدست آوردن آن هستند. داشتن شخصیت حقوقی و مالی مستقل، حقوق و امتیازهای برابر با مردان و گاه (در امور خاص زنانه) بیشتر از آنان، مدیریت و سرپرستی بنگاههای بزرگ کشاورزی و صنعتی در جامعهای تکهمسری، تنها نمونههایی کوتاه از آن است.
وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع و مهار نشده موبدان دین تازه رسمیت یافته زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تامالاختیار خداوند بر روی زمین میدانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و خدا و پیامبر، پیروان تمامی ادیان و مذاهب را به نام کافر و فساد کننده بر روی زمین کشتند و نیایشگاههای آنان را به نفع آتشکدههای درباری ویران کردند.
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته میشده و بهایی معین داشتهاند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود 2000 سکه نقره بوده است.
موبدان ساسانی همانند روحانیان بسیاری از ادیان، از دلنگرانی عمیقی نسبت به زنان رنج میبردهاند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرد از وظایف دینی میدانستهاند. شاید این نگرانیها از آنجا ناشی میشده که زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان میدادهاند.
آذرباد مهرسپندان در اندرزهای خود که تنها خطاب به مردان گفته شده است، سفارش میکند که تا جای ممکن مانع از رفتن زنان خود به بیرون از خانه شوند.
زندگی زناشویی زن نیز زیر نفوذ عمیق موبدان بود. دختر موظف بود در سن 9 سالگی با شوهری که برایش انتخاب میکردهاند، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز میزند و زندگی بدون شوهر را ترجیح میداد، سزاوار مرگ بود.
مردان طبقه اشراف میتوانستهاند بدون محدودیت زنان متعدد بگیرند. به هر تعدادی که امکانات مالی نگهداری از آنان را داشته باشند.دستوراتی شبیه این در میان ادیان دیگر نیز دیده شده است، اما چنین به نظر میآید که جامعه هرگز از این اجازه منفعتطلبانه موبدان استقبال نکرده است.
با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوششهای زیادی میشود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوانتر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند.
اینها شیوههای رسمی و غالب دستگاه دینی زرتشتی ساسانی است که هیچگاه بطور فراگیر در میان همگان مقبولیت نیافت و همچنین هیچ نقطهضعفی برای جامعه زرتشتی ایران بشمار نمیآید.قوانین و مقررات که هیچ ارتباطی با زرتشت نداشته و تنها از نام پر آوازه او برای پیدایی و رواج دینی به نام او سوءاستفاده کرده بودهاند.
بیگمان این نوشتار، موجب رنجش برخی از کسانی میشود که پژوهشهای تاریخی را با شعارزدگی اشتباه گرفتهاند و به شیوه رایج عوامفریبی در ایران امروز میخواهند دوستداشتههای خود را با شعار و کلیگوییهای شورانگیز و بدور از مطالعه دنبال کنند. اما این نگارنده بر این باور است که چنانچه این منابع بسیار فراوان را نادیده بگیریم و حقوق و جایگاه زن هخامنشی با زن ساسانی را به یک اندازه بستاییم، نه تنها تحریف تاریخ و دوری از واقعیتهای تاریخی، که نادیده انگاشتن کوشش هخامنشیان برای دستیابی به جامعهای آرمانی، و نیز پایمال کردن رنجها و مصائب زن زرتشتی ساسانی است.
انسانی دانستن حکومت و روحانیانی که خود را نماینده خدا بر روی زمین میدانستهاند و رفتار غیر انسانیاشان موجب تباهی و آسیب به فرهنگ و تمدن و هنجارهای زندگانی مردمان شده است، ظلمی بزرگ در حق رنجکشیدگان است.